تبليغاتX
حنانه و چراغ جادو
 

 

امروز اول آبانه  و داره یه اتفاق خوب سوئیچ میخوره . تا  آخر آبان  الهه جون هیچی غیر از برنامه مانکن شدنش نمی نویسه . اگه توی این مدت تشویقم کنین و اگه هم وقتی به شیوه ی کمپه ای رفتار کردم دعوام کنین خیلی خوب میشه     . وقتی تموم شد و من موفق شدم ، این پست میتونه راهنما باشه برا اونایی که مث من هستن

 

 

 

نکته ها : 

هیچوقت خودمونو از چیزی که خیلی دوست داریم محروم نکنیم . مثلا من نارنجکی پر از خامه ی چررررررررب (یعنی خوشمزه) دوس دارم . اگه بگی نه! اصلا نمیخورم ، یهویی میزنی به دنده 4 و معده تو با نارنجکی بمب بارون میکنی . باید بگی این قدر در هفته اجازه دارم بخورم

هیچوقت نذاریم زیاد گرسنه بمونیم چون با ولع بیشتری به سمت غذا میریم

هیچوقت نا امید نشو . اگه یه وقت رژیمتو خراب کردی ناامیدانه نگو امروز همه چی تموم شد فایده نداره تا شب اجازه دارم بخورم. ولی اینجوری هم نباشه که بیخیال باشی . باید جریمه بشی! 

هیچوقت هیچ گروه غذایی رو از برنامه ات حذف نکن . حتما کنار نهار و شام ماست کم چرب (برا اینکه موهات نریزه) ُ سبزی زیاد (تا پوستت خراب نشه) یا سالاد بدون نمک و سس بذار . اینا حجم معده تو راحت پر میکنن و بهت سیری رضایت بخشی میدن

هیچوقت برای هیچ خوردنی زیاده روی نکن . حتی میوه !!! سوال: میوه هم آدمو چاق میکنه ؟ بله!!! حتی اگه از کالری خودشون بگذریم میوه ی زیاد ظرفیت معده رو برای غذا بیشتر میکنه . اگه میوه نداشته باشی مجبوری اون حجم رو با غذا پر کنی تا سیر بشی

 

ورزش اجباری رژیمی => روزی سه بار و هر بار به مدت ۷ دقیقه شکمتو ببر تو 

میزان کالری چای دقیقا برابر صفره . پس اگه به خوردن چای تلخ عادت داشته باشین میتونین هر چقدر که عشقتون میکشه چای بنوشین

 

همیشه غذا رو تو ظرف کوچیک بخور . ظرف ته گود نباشه که غذا کم به نظر نرسه .

همیشه توی یه زمان خاص خودتو وزن کن . بهترین زمان "صبح قبل از خوردن صبحانه" اس

همیشه غذا رو خیلی آروم و با حوصله بخور . حتی اگه امکانش هست با چنگال . حدود ۲۰ دقیقه طول میکشه که معده به مغز بگه من سیرم . اگه تند تند غذا رو ببلعی خیلی بیشتر از نیاز بدنت کوفت کردی تا سیر شی (دقیقا کوفت کردنه چون پیه میشه به تنت)

 همیشه غذات رو تو وعده های بیشتر تقسیم کن . تعداد زیاد با حجم کم . اگه میبینی نیمچه سیر شدی نگو "بستمه دیگه نمی خوامش" چوندلت نمیاد و تا ته اونو نلیسیدی ول نمیکنی. در عوض بگو "بستمه اینو میذارم بعدا که گرسنه ام شد میخورم"

همیشه هر چی که میخوری رو یه جا یادداشت کن . هم تشویق میشی و هم اون ریز ریز هایی که چـِنگ میزنی (شهریش میگن ناخنک میزنی) میبینی چه همه اس

 

 

1 آبان : صبح یه رولت با چای _ ظهر دمپخت داشتیم . من چون برنج نمی خورم سوسیس بندری دیشبو خوردم البته بدون نون _ شب یه بیسکوئیت قنادی با چای ــ میان وعده میوه

 

2 آبان :  صبح خیار و پنیر _ ظهر دیزی بدون نون _ شب بیسکوئیت پر نارگیل با چای . پنیر و خیار و گوجه _ میان وعده میوه

 

۳ آبان : صبح پنیر و خیار ــ ظهر مرغ و یه عالمه سوپ  ــ شام دوتا رولت و دوتا بیسکوئیت قنادی و یه عاااااااالمه ی زیااااااااااد عذاب وجدان  ــ میان وعده میوه

 

 ۴ آبان : روزه بودم (توفیق اجباری . جریمه بخور بخور دیروز) . افطاری سوپ و یه دونه کیک خامه و چای تلخ ـ شام قلیه ماهی بدون برنج

 

۵ آبان :صبح پنیر و خیار گوجه ــ ظهر پلو میگو داشتیم من دونه ها و میگو هاشو چیدم . سوپ ــ شب چای و ۳تا یوخه بعدش یکمی نون گرمه و یکمی بعدش یه کاسه بزرگ سالاد . سیر سیرکی آخر شب کاکائو خوردم نمیتونم فردا جریمه اش روزه بگیرم گلوم درده

 

۶ آبان : صبح مث آدم خوردم ولی شب وقتی بستنی کیلویی کاکائویی تلخ خوشمزه با مانچی تند و آتشین جلوت بذارن اگه مث خر نشینی پاش نخوری به نظر من آدمیزاد نیستی! لااقل آدمیزادی که چشمش سالمه نیستی منم اصولا میخورم که تموم شه نه اینکه سیر شم

 

۷ آبان :یه روز کااااااااااااااااااااملا رژیمی . آفرین الهه ی چشم ببینه و دل نکنه یاد

 

۸ آبان :ظهر و عصرونه و شام ماکارونی! آخر شب بازم گشنه ام شد ولی دیگه خیلی پر رو بازیه اگه چیزی میخوردم . فردا صبح وزن میکنم یعنی چه خبرهههههههههههههههه

 


یک و نیم کیلو


 

۹ آبان :روز مشکلی ندارم ولی همین شب میزنه کارو خراب میکنه . سیرمااااااااااااا ولی دیوونه کننده اشتها دارم

 

۱۰ آبان : با خانواده خاله ام رفتیم دریا تور انداختیم . بعدش ماهی تنوری کردیم . گبگو (خرچنگ) گذاشتیم بمیره هاااااااا ولی همین که شستیمش که کبابش کنیم باز جون پیدا کرد . الان بردمش تو آشپزخونه و منتظرم (قاتل بیرحم خودتی!) . روی گربه هم سفید کرده . این دیگه ۹ ـ ۸ تایی جون داره! از بس خاله ایینا بهم گفتن خوبی رژیم برا چته بی جنبه شدم نهار فجیییییییییع و دو بار هم شام خوردم . فردا یه تنبیه حسابی دارم

۱۱ آبان : روز جریمه هنر نمایی کردم در حد خدااااااااااااااااااا . صبح سیب کوچولو . ظهر خورش بادنجون داشتیم ولی من ممنوع الچربی بودم چون روز جریمه ام بود . بادنجون و پیاز جوش دادم و بعد کوبیدم با ربو آبلیمو پختوندم . شب تخم مرغ سرخ کرده بدون روغن و نمک و نون ! آخر شب هم پنیر و خیار

 ۱۲ آبان :خیلی لوس شدم خییییییییییییییلی . سیر سیرکی خبط کردم نارنجکی و از این خامه ای گردالی ها که تو پودر کاکائو و گردو غلتوندن خوردم اونم با شیر نسکافه یه لیوان برج میلادی! قشنگترشم کردم با کرانچی و بیسکوئیت موزی که حالا اینقد حالم گرفته که دلم میخواد یکی رو بزنم! مصیییییییییبت بازم جریمه؟!

بقیه آبان تا حالا : وقتی صبح . ظهر و شام خوردنمو مینوشتم بیشتر تشویق میشدم رژیممو رعایت کنم . وزنم ثابت مونده از بس شب تا وقتی نخوابیدم میخورم . یعنی چند برابر طول روز . واقعا که! بزنمت؟!!!

۱۸ آبان :صبح سیب ــ ظهر ماهی تنوری ــ شب یه کاسه خورورش مرغ 

۱۹ آبان :صبح چای تلخ ــ ظهر میگو پیکنیکی ــ شب بقیه ماهی تنوری (حالم از ماهی داره به هم میخوره کم کم دارم آبشش در میارم)

۲۰ آبان :صبح چای تلخ ولی ظهر تا شب  تلافی چند روزو در اوردم که خدای نکرده وزنی کم نشه این وسط! میگو . خوروش سبزی . بعدشم پفک و رانی و بازم خوروش سبزی تا اینکه شب شد و لالا کردم . این وسط فول میوه میخوردم . یعنی دیگه فکم خسته شد

 

|+| نوشته شده توسط حنانه در چهارشنبه یکم آبان 1387 و ساعت 23:52 |