تبليغاتX
حنانه و چراغ جادو
 
فاطو کچل نمی له

 

این روزا همش گل میگردیم گل میگیم گل میشنفیم . دیروز که با بچه های وب رفتیم هلیله خیلی خیلی خوش بود . من زیاد با زهره و  _ نرگس و مجتبی که دیگه اصــلا _ آشنا نبودم . قبلا یکمی با زهره حرفیده بودم ولی بازم نمیدونستم چه جوری هستن ولی دیدم اینقد توی ماشینشون بهم خوش میگذره که دلم نمیخواس توی هیچکدوم از ماشینای دیگه باشم . ماشینامون پشت سر هم ، همه  بوق بوق و جفت چراغ و بزن و بکوب ، یکی هم برا تکمیلش بیرون پنجره میرقصید . بعضی ماشینا برای ابراز شادباش به عروس خانم چراغ میزدن و توی کوچه های بندرگاه برامون دست میزدن نمی دونستن این جماعته کـِل و هو ! عروسی ندارن . با نرگس جفت شده بودیم عشق یه سری جک و جونوراشو خوردیم و یکی از جونورا رو اینقد مسخره کردیم که خودم از رو رفتم . حامد هم یه چیزی به شوخی گفت ولی من جدی جدی  میخوامممممممممممم . یعنی موقعیتش پیش میاد  سگ پشمالو کوچیکه شو بیاره من باهاش بازی کنم و بگردونمش . خیلی ها رو برا اولین بار دیدم . یکی اومده بود وای جیگر مننننننن قربونشم میرم . کی بووووووووووووووووود؟ بعدا میگم   ... حالا عجله ای نیس      ...  .. باشه خوووووب.. طاهره خانمم .  قشنگ معلوم بود وقتی نگاش میکنم ذوق مرگ میشم . ببخشینا من نمیدونم چرا فلانی این مدلیه ! شییرینی تولد زن زمانه رو تقسیم میکرد جلو اونایی که دوستشون نداشت نمی گرفت . اونوقتی توی جشن پله پله تا ملاقات خورشید هم این کارو تکرار کرد .  اگه مشکلی داره مجبور نیست زحمت بکشه

نینی ۱)    همه چی به کنار ، روم به دیوارش چه پر خاطره بود  

نینی ۲)  تغییرات به خاطر گل روی مریم

 

حدیث امروز :

نگاه کردن سه چیز به چشم بینایی میده

سبزه (کم و بیش یه چیزایی بود)

آب جاری (دریا بود دیگه جاری تر از این نمیشد) و

روی نیکو  (  )

                                                                        حضرت محمد

 

 

پیشنهاد امروز :

24 آذر  سمینار رمز موفقیت در زندگی و کار (دکتر احمد حلت) برگزار میشه که بلیطشو از پارکر میتونین بخرین

 

|+| نوشته شده توسط حنانه در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 22:32 |